نقطه ی آرامش

بسم الله…

دقیقا شبیه این فیلمایی که وسط شلوغ پلوغیای فیلم یهو تصویر اهسته میشه و شخصیت فیلم با خودش حرف میزنه ….

منم یهو وسط شلوغ پلوغیای زندگی با خودم شروع کردم حرف زدن…

که ای دوست عزیز بگذر.خیلی چیزها رو باید ندید. نشنید نگفت…..واگذارش کن به خدا…

و اینجا دقیقا همون نقطه ای بود که به ارامش رسیدم ….

پ.نوشت:خدایا منو به ارزوم که یک شروع ساده است برسون الهی آمین.

پ.نوشت: بالاخره این زندگی مشترک یه سری جذابیتا داره که میشه به تغییر فرد مقابل اشاره کرد…بعد از چندماه تونستم همسربزگوار رو باخودم همراه کنم و بریم سینما…البته به شرطها و شروطها :دی..

فیلم به وقت شام …یه جمله بیشتر درموردش نمیتونم بگم جز اینکه طعم تلخه تلخه تلخه برشی از یک حقیقت….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *